
خیـــــابان ، دوربیـــــن و آب و قرآن، ... اولیـــــن برداشتکسی در صحنه خم شد، ساک خود را از زمین برداشتتریبونها ـ پر از احساس ـ رفتن را هجی کردندتمــــام شهر را آوازهــــــــای آتشین برداشتبیا «ای لشگر صاحب زمان آماده باش» اکنونوطن یا دین؟ برای هردو باید تیغ کین برداشتدر اینجا ـ صحنهی دوم ـ غبار و خون و باروت استکلاش کهنـــــه را بازیگر ما بــــا یقیـــــن برداشتدلش در بند بود و ... بند پوتین خودش را بستقدمهـای خودش را عاشقانه تا کمین برداشتـ شروع جلوهی ویژه ـ شب و مین، ...
ادامه مطلب