شعر اولین برداشت

خرید بک لینک

خیـــــابان ، دوربیـــــن و آب و قرآن، ... اولیـــــن برداشت

کسی در صحنه خم شد، ساک خود را از زمین برداشت

تریبونها ـ پر از احساس ـ رفتن را هجی کردند

تمــــام شهر را  آوازهــــــــای آتشین برداشت

بیا «ای لشگر صاحب زمان آماده باش» اکنون

وطن یا دین؟ برای هردو باید تیغ کین برداشت

در اینجا ـ صحنهی دوم ـ غبار و خون و باروت است

کلاش کهنـــــه را بازیگر  ما  بــــا  یقیـــــن برداشت

دلش در بند بود و ... بند پوتین خودش را بست

قدمهـای خودش را عاشقانه تا کمین برداشت

ـ شروع جلوهی ویژه ـ شب و مین، کاوش و ... میریخت

انـــاری دانــهدانـــه خـــــون خــــود را روی ایــــن برداشت

انــــاری دانــه دانــــه بسته شد، مردی کبوتر شد

ولی در پشتجبهه مادری تا خورد، چین برداشت

... و روی شانهی مردم، سبکتر میوزید از باد

مکعب، خالیخالی، خیابان، واپسین برداشت

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ساعت 22:53&nbsp توسط میثم زارع  | 

واقعیت متفاوت از آن چیزی است که آموزش و پرورش میگوید...

ما را در سایت واقعیت متفاوت از آن چیزی است که آموزش و پرورش میگوید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 6:21

صفحه بندی